ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

60

مجمع التواريخ ( فارسى )

دل جوهر شناس اعنى شاه سليمان ماضى انار اللّه برهانه از نامش بخليفه سلطان ما تعبير ميفرمود و توليت سر كار فيض آثار شاه خراسان عليه السلام كه به اعتقاد اهالى ممالك ايران بر همهء مناصب عاليه رجحان دارد بنواب ميرزا تعلق داشت و در سنهء يكهزار و نود و دو ( 1092 ) هجرى بعد از فوت شيخ عليخان وزير مرحوم آن منصب و الا را هم نامزد آن جناب فرمود و تا واقف شدن نواب ميرزا بدقايق امور مالى حكم شد كه وحيد الزمانى آقا ميرزا طاهر قزوينى نيابة بسرانجام آن مهم پردازد و ميرزاى غفران پناه را ده نفر اولاد ذكور و چهار نفر اناث بود : اكبر از همه ميرزا ابوالقاسم والد سيد احمد شاه است . چون امراى پادشاهى از قريهء گولون آباد منهزم شده در اصفهان بحضور خاقان سعيد شهيد فائز گرديدند و آن حضرت آنها را در مقام اعراض و اعتراض برآورده مخاطب و معاتب ساخت آخر الأمر بنا بر سيبه‌بندى دور شهرها شده محافظت هر حد و محله بيكى از امرا و سران سپاه تقسيم يافت و محمود خان افغان توپهاى كلان كه در جنگ گولون آباد از قزلباشيه بدست آورده بود بر سيبه‌ها بسته تزلزل در اركان ثبات و قرار اهل سيبه‌ها افكند لهذا پادشاه در باب برآوردن توپهاى مذكور از تصرف آن اشقيا بجمهور امرا تأكيد بمبالغه نمود ، نهايت هيچيك از آنها اين مطلب را در قوهء خود نديده شانه خالى نمودند و جماعت افاغنه بواسطه اضرار توپهاى صاعقه كردار قيامت لهيب آتش فشان در خرمن حيات جمعى از برنا و پير مىافكندند . ميرزا ابوالقاسم كه از اقرباى پادشاه و بعد از فوت والد خود در درگاه سلطانى بدستور معزز بود چون حال بدين منوال مشاهده نمود بعرض رسانيد كه هرگاه اين خدمت به اين فدوى مقرر شود رفته توپهاى مذكور را از يد جماعت ياغى انتزاع نموده مىآورم . ابتدا نظر بفرط توجهات و الطاف كه پادشاه را با او بود رضا به اين معنى نميداد بعد از مبالغهء او مأذون فرمود و او با جمعى از رزم آزمايان معركهء نبرد از شهر برآمده مثل برق لامع و سيف قامع خود را بلشكر افغان زده و مغلوب نموده بتوپها رسيده چند عدد از